عید 92 و ماجراهایش
دُخی جونم ..ترمه گلی
عزیزم در ایام عید ،چند روزی رفتیم سفر
.
.
.
به من که خوش گذشت و به تو هم
خدا میدونه چه کارها میکردی که من و پدرت حیرون می شدیم
انگار که صدتا بچه هر روز با تو همبازی بودند و تو هم به خوبی میدونستی باهاشون چه طور رفتار کنی.
در کل کمی کارهات به پسرها میبره ولی خوب اخلاق دخترونه ات هم کم نیست
___________________________________________________________
در کنار بچه های فامیل راحت بودی باهاشون خوب ارتباط برقرار میکردی

***********************************************************************
با پانته آ جون هم در کنار دریا بهت خوش گذشت

اما با خود دریا کنار نیومدی

دوست جدید پیدا کردیکه البته مامان و بابای عسلی از دوستان قدیمی ما هستند.
عسل جون که خیلی هنرمند و خانمِ
رنگ شناسیش به سن و سالش نمیخوره اما واقعا وارد و مسلط
وتازه گیها بازیگری تاتر هم جزو هنرمندی های این عروسکم هست


___________________________________________________________________
روز تولدت به تو و ما خوش گذشت .
مادر بزرگ و عمه ها و عمویت کنارت بودند و هدیه عمو جان هم خیلی بامزه بود
حتما عکسش رو میزارم

همیشه سلامت میمونی و این لحطه های شاد را با همه کسانی که عاشقانه دوستشون داریم ، تجربه میکنیم
آمین
________________________________________________
در این مدت که در سفر بودیم واقعا برای خاله ها و مخصوصا مامانی و بابایی بیتاب بودی
البته کمی هم تب کردی
و گاهی بی حوصله میشدی
اما خداراشکر همه چیز بر وفق مراد بود


عید 92 و ماجراهایش
